برای پرواز باید ببخشم و بی‌نیاز باشم

اما،

من می‌خواهم شبیه خودت باشم: “ببخشم و بی‌نیاز باشم”!

وقتی به نیازهای نادیده گرفته شده، فکر نکنی، می‌توانی ببخشی!

وقتی باور کنیPلامؤثّر فی الوجود الّا اللهO؛

آن‌گاه نه دیگران را موثّر می‌دانی، نه مقصّر.

عشقت به مؤثرین مؤثرهای زندگی‌ات هم،

به‌خاطر این است که باور داری تأثیرِ مؤثرها به اذن الله است…،

باور داری اذن و ارادة خدا در همه حالات و گام‌هایشان است… .

شاید اشتباه از همان روزهای مدرسه آغاز شد!

کاش مشقمان می‌دادند: خدا به دست بابا نان داد.

کاش به جای “رفیق بی‌کلک مادر”، می‌گفتیم:

خدا، مادر را “رفیق بی‌کلک آفرید”.

اما من می‌خواهم شبیه خودت باشم: “ببخشم و بی‌نیاز باشم.”

وقتی به نیازهای نادیده گرفته شده، فکر نکنی، می‌توانی ببخشی!

 ثمره­ی اکرام و احترام به آن‌هایی که از سر ضعف (ضعف ایمان، ضعف اراده و شخصیت یا مشکلات زندگی و…) تقصیر دارند یا قصوری از آن‌ها سر می‌زند، رشد و شکوفاییِ وصف‌ناشدنی است که تا آسمان‌ها پروازت می‌دهد، پر و بال می‌گیری، اکسیر مقوی قلب است!

می‌خواهم این تجربة شیرین را باز هم تجربه کنم. باز هم کامم از شکر و شادی شیرین شود.

 تجربه‌ای که بارها طعم شیرین‌اش را خدا به من چشاند.

 می‌خواهم باز هم به قلبم فرصت دهم که بزرگتر شود.

 می‌خواهم باز هم پرواز کنم…

بدونِ گذشت و بخشش، خاطرات تلخ و کوتاهی آدم‌ها زنجیر می‌شود به پایت، سنگینت می‌کند.

هر چقدر هم پر و بال بگیری، نمی‌توانی بپری و بالا بروی.

بی‌کینه و بی‌انتقام و بی‌تأدیب و تفهیم… پرواز می‌کنی،

مدتی است زنجیر شده ­ام… می‌خواهم باز پرواز کنم…

بخشیدن، آدم را بینا می‌کند و نبخشیدن کور!

 وقتی می‌بخشی، فرصت می‌یابی خوبی‌ها را ببینی؛ خوبی‌های همان‌هایی که دلخورت کردند، همان‌ها که کم گذاشتند،

 وقتی می‌بخشی، وقتی بزرگ می‌شوی و بی‌نیاز، از شاخه ­گلی هم خوش­حال می‌شوی و سپاسگزار؛ بی‌آن‌که دل ببندی. چون نیازی وجود ندارد که به نیازت دلبسته شوی! 

اما وقتی نیازمندی، هیچ چیز راضی و خوش­حالت نمی‌کند. کور می‌شوی، جز نیازت چیزی نمی‌بینی!

این همه نعمت و زیبایی‌های خدا را نمی‌بینی، لطف‌ها و مهربانی‌های بنده‌هایش که بماند…

 دلم تنگ شده برای روزهایی که با عشق و شکر سحرها بیدار می‌شدم تا آسمان را ببینم تا صدای پرنده‌ها را بشنوم و از تمام وجودم شاد می‌شدم، شکر می‌کردم و از خدا لذت می‌بردم…

حال خوشی که بی‌زور و اصرار و تلاش آمده بود و ماندگار بود …، اما حالا مدتی است که اصرار و تلاشم هم بی‌نتیجه است!

باید ببخشم ‌و بی‌نیاز باشم تا پرواز را دوباره از سر گیرم.

مهمانی سلطان رئوف

مهمان علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)

هسته­ ی مرکزی عشق

حسین‌بن‌علی (ع) هسته­ ی مرکزی عشق است[1]

سِرّ خلقت، سِرّ عالم‌گیر عالِم…

سِرّ سِیر الی الله،

سِرِّ سِیر از رحمن به رحیم…

سِرّ نزول رحمت رحیّمیه…


[1] . امام صادق (ع) فرمودند: مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَيْرَ قَذَفَ فِي قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَيْنِ وَ حُبَّ زِيَارَتِهِ….؛ هر کس که خدا خیرخواه او باشد، محبت امام حسین (علیه‌السلام) و شوق زیارتش را در دل او می‌اندازد. حرّ عاملی، وسائل الشیعه،ج14، ص496.