اعتماد به خدا
اعتماد به «خود» از بیاعتمادی به «ناخود» ایجاد میشود.
بیاعتمادی به نفسانیت، اعتماد به نفس میآورد.
اعتماد به نفس؟!
به نفس؟!!
چه واژهی بیمعنایی!!
چه خودبینی و باور عجیب و غریبی در این واژه نهفته!
چه شرکی!
تازه فهمیدم رمز همه به تعبیر دیگران اعتماد به نفسهایم، اعتماد به خدایی بوده که؛
جاذبة نگاهش مرا از زوایایی نسبت به خودم نابینا کرده است.
اصلاً حواسم به خودم نبوده که بخواهم به خودم اعتماد کنم!
اصلاً خودی نبوده که دیده شود و برآن خود تکیه شود.
همه خدا بود و خداست…
به قول شهید چمران: خدا بود و دیگر هیچ نبود.[1]
[1] . چمران، خدا بود و دیگر هیچ نبود، ص70.
دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.