منویات قلبی
خطر باورکردن خود از باورکردن مردم ایجاد میشود؛
زیرا بخشی از شناخت افراد از خودشان، از اطرافیان و جامعه حاصل میشود؛
گویی آنان که درکنارت هستند، آیینهای میشوند که از خودت شناخت دهند.
همیشه سعی کردهام ساده باشم، بخندم، شاد باشم و عادی زندگی کنم،…
از خطر خودباوری و باور شدن میترسم!
میترسم این خودباوری،
از خدا باوری دور شود و منجر به ناخودباوری شود! (چون خودِ واقعی با خدا پیوند دارد)
ناخودی که؛
پول، تحصیل، شهرت، وجههای اجتماعی و توانمندیهای دنیایی را برایت معتبر میسازد و تو را به رخ خودت (البته ناخودتت) و به رخ دیگران میکشاند!!
و بیشتر از آن، از روزی میترسم که؛
معنویتِ نداشتهام، وجهتمایز و عامل ناخودباوریام گردد!
بیسبب نیست که شوخی و مزاح را از ویژگیهای مؤمنین خواندهاند[1].
شاید بهترین راه پردهپوشی و کتمان است!
و متأسفانه برای آنان که؛
درک صحیحی از سلوک محمدی نداشتند، بعد از پیامبر، علی را بهدلیل بذلهگو بودن برای خلافت مناسب نمیدانستند[2]!!
کتوم بودن، راز عرفانی زندگی کردن و سلوک است!
به زندگی بهلول بیندیشیم… به اصغر بینماز!!
بهراستی این بزرگان و عرفا، چگونه ساده و معمولی بین مردم زندگی کردند که؛
حتی خانوادههایشان به رمز و رازشان پی نبرد!!!
و اما من؛
آنچه نقل کردم از آن منظر بود که بدانم و بدانیم که مرا در این راه و سلوک معنوی جایی نیست که،
دست به افشای منویات قلبی زدهام!
[1] . پیامبر اکرمr فرمودند: Pاَلمُومِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن شوخ و بامزه است و منافق اخمو و ترشرو استO. ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ج1، ص49.
[2] . Pعَجَباً لاِبْنِ النَّابِغَةِ! يَزْعُمُ لاِهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِىَّ دُعَابَةً، وَ أَنِّي امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ لَقَدْ قَالَ بَاطِلا وَ نَطَقَ آثِماً؛ درشگفتم از پسر نابغه. به شاميان مىگويد كه من بسيار مزاح مىكنم و مردى شوخطبعم و اهل لعب و بازيچهام. اين سخنى است باطل و گناهآلود كه عمرو بر زبان آوردهO. نهجالبلاغه، خطبه 89.
دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.