هدیه به خدایی که عشقباز است
? امروز هم مأموریت خورشید، نور باران است، و ملائکهای که همزمان با حضور ماه و ستارگان نور میآورند.
امشب، ملائک در آسمان برای شنیدن دعاهای ما به زمین میآیند و همنشین ما میشوند و با ما آمین میگویند.
و امامی که حیّ است؛ میبینند، میشنود، دعاگو و آمینگوست…
و من،
سرمست میشوم از این خدایی که هر روز بهترینهایش را برای ما به ارمغان میآورد!
برای ما،
برای جانشینانی که قرار بود شبیه او باشیم!
از آسمان با خورشید و ماه و ستارهاش… تا پیامبرانی و امامانی که در راه انسان شدن ما جان دادند و جان باختند!
کاش میفهمیدیم،
هر برگی که از درختی میافتد،
هر شکوفهای که جوانه میزند،
هر گلی که میروید،
هر نسیمی که میورزد و هر چشمهای که روان است….،
مهری است که جاری میشود و عشقی است که خدا بر انسان هدیه میکند!
لحظه به لحظه….. مهر میپاشد و عشق میورزد!
و سرآمد عشق، امام عاشق مهربانی شد در انتظار ما …
خدا امامش را در انتظار ما قرار داد …
امامش را!
چند بار باید جانمان فدای این خدا شود تا ادّعا کنیم ما نیز عاشقیم؟!
و میدانم خدایی که عشق باز است، تضرّعPاللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَجO را بسیار بسیار دوست میدارد.
دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.